بکارت - Aug 11, 2014 03:14 PM
2014-08-11 22:48:28
سـرگذشت شـفایافته دیگر بر مبنای سیستم دنسروخ بدن به روش پرفسور خورسـند (درمان بدون دارو، آنهم از راه دور)
اعلان درمان کلیه های اصلی، بیمار کلیه خراب دیالیزی، و همزمان درمان ، آسم و تنگی نفس، استفراغ ، فشار خون ، سردرد، پا درد، قلب ، فتق ، اوره خون، کراتینی، افسردگی، بیماری:فساد هر دو کلیه، کاندید پیوند کلیه، دیالیزی، فشار خون بالا ، پارگی فتق، ضعف بینایی ،مشکل در غده پاراتیروئید،حواس پرتی،ضعف اعصاب. پوست، جوشهای صورت، پوستم خوب نیست ،جوشهایی در صورتم دارم ،رنگ پوستم پریده و مثل رنگ مهر نماز شده،
عضله های پاهام میگیره،دندانهایم درد دارند،ناخن های دست هام نامتعارف شده اند.

مدتی پیش، از شـهـر بناب، شهر کوچکی از استان آذربایجان غربی از طرف خانواده ئی پریشان حال و بسیار نگران، مکاتبات زیادی با ما شد و همراه آن مدارک بسیار زیادی از آزمایشات و عکسهای مریض شان را میفرستادند که گویا در آستانه مـرگ است و امیدی به بهبود آن اصلا نداشتند و با نگرانی بسیار مکرر میپرسیدند ، آیا چنین مریضی امکان خوب شدنش در روش شما است؟!
اینک نامه ئی بسیار خوشحال کننده برای ما فرستاده اند که ما عینا در وبسایت برای راهنمائی بیماران نگران میگذاریم


      a384bhnam.jpg       Darad.jpg
            بـهـنـام بـبـری            مـدارک پـزشـکی دارد      


با سلام به تیم مطب غذادرمانی الالخصوص پرفسور خرسند گرامی
من مرتضی برادر بهنام میخواهم مقاله ای برای پروسه ی بیماری حاد کلیوی بهنام
و درمان آن به روش قدرتمند غذادرمانی به روش سیستم دنسروخ پرفسورخرسند تنظیم فرمایم که با مطالعه آن هر ذهن پویایی را به چالش میکشد.
بهنام در شهر « بناب» ، شهری از استان آذربایجان شرقی زندگی میکند و در طول زندگی با شغلهای سخت و
زیان باری چون کار در مغازی غیر بهداشتی گندم فروشی که در هنگام جابجا کردن گندمها، با حجم زیادی از گردوغبار روبرو بود که به ناچار در آن محیط
تنفس میکرد و به ریه هایش وارزد میشد که در طول این 8 سال فعالیت در گندم فروشی ریه های خود را داغون کرده بطوریکه در نفس کشیدن دچار مشکل شده و بعد از
بیرون آمدن از آن مغازه به شغل میوه و سبزی فروشی با سه چرخه در محلات مشغول شد که در این شغل نیز در خیابنهاتی سرد و باد و محل سه راهی می ایستاد و دو
در کابین سه چرخه را در آورده بود که به پهلو هایش باد میزد و چون بیشتر اوقات در بیرون از خانه غذا میخرده و تغذیه ی نامناسبی در
طول زندگی داشته دچار بیماری حاد کلیوی شده بود. از دو سال قبل از نمود بیماریش از استفراغ های بعد از غذا شکایت میکرد
و پیاپی به دکتر مراجعه و آنها به او قرص یا آمپول و شربت تجویز میکردند بعدها که به دکتر مراجعه کرده بود به او گفته بودند که فشار خون
دارد و قرص فشار به او تجویز کردند که باید بخورد بعد ها سردردها و پادردها و استفراغ های پی در پی هم به آن اضافه و شدت پیدا کرد
تا جایی که هر دو سه روز یکبار روز شب یا نصف شب به اورژانس مراجعه میکردیم در مریض شدنها یکی از دکتر ها هم میگفت قلبت با مشکل روبرو
شده و داروهای مربوط به قلب را تجویز کرد خلاصه هر کدام یک نقطه از بدنم را مریض میدیدند و چندین دارو تجویز میکردند یکی از
این دکترها هم میگفت چون فتق داری و بنابه شغلم قوطی برمیدارم فتقم در میاید و این مشکلات را پیدا میکنی و مسکن های ضد درد میداد در
این تکرر پیدا کردن مراجعات به انواع دکتر ها تصمیم به عمل جراحی فتق گرفتیم و در بیمارستان بستری شدم با چک کردن خونم قبل از عمل
چند دکتر دورم جمع شدند و هر کدام سوالی میپرسید با مزمونهای(قبلاً این بیماری را داشتی؟در خانواده تان این بیماری راداشتید؟)
گویا من با بالا نشان دادن اوره و کراتین خونم با مشکل کلیوی دست در قریبان بوده ام و انقدر وضعم بد بود و در آستانه مرگ بودم که آنها به من تاکید میکردند که اگر با این وضع
به اطاق عمل میرفتم حتما ً میمردم که با شنیدن این حرفها بسیار غمگین و نوامید از زنده مان میکبودم، و افسرده شده بودیم آنها مرا با آن وضع نابسامان مرخص و به یک متخصص کلیه
معرفی کردند تا در بدنم فیستول جاگذاری کند تا من بطریق آن سریعا دیالیز شوم در همان روز به دکتر تغذیه هم مراجعه کردیم و مرا به
طرف غذاهای کم پتاسیم،کم فسفر و کم پروتئین سوق داد که من در آن روزها با این که چنین تغذیه میکردم ولی باز بعد از خوردن غذا استفراغ
میکردم و همه آنها را پس میزدم چون باید آن فیستول کار گذاشته شده در دستم به حداکثر کاراییش میرسد بیست روزی به همین وضع سر کردم
که چندین بار هم با وخامت وضعیت بدنیم یا ما به اورژانس میرفتیم یا آنقدر بد حال میشدم که اورژانس را به خانه میخواندیم تا روزی که
دیگر اجازه ی دیالیز دادند که با مراجعه به بخش دیالیز با چالش های جدیدی روبرو شدم آنها به من توصیه کردند که باید سه بار در هفته
به این مکان برای دیالیز مراجعه کنم و سه چهار ساعت به آن دستگاه وصل شوم تا سموم خونم را بیرون بکشند و یک آمپول تامین خون برایم تجویز کردند
با کلی قرص کلسیم و ویتامین با این وجود در آن روز ها هم وضعیتم با اینکه مثل قبل وخیم نبود ولی عوارضات مخصوص به خودش را داشت پس
از چندین بار مراجعه باز مرا به یک فوق تخصص کلیه معرفی کردند که با مراجعه به آن تشخیص دادند که کلیه چپم از بین رفته و کلیه راستم
هم تعریفی ندارد که باید هرچه سریعتر مورد پیوند قرار بگیرم و چون گروه خونی من o منفی بود و یکی از خون های کم یاب هست مرا به
انجمن کلیوی معرفی کردند تا در صف کلیه باشم تا وقتی که دهنده ی کلیه پیدا شود روز های ملالت باری بود به سختی یک نفر پیدا شد تا کلیه اش
را به من بفروشد به قیمت چندین میلیون که حتی فکرش هم نمیکردیم با این همه راضی بودیم چون راهی بجز این مسیر نداشتیم.
آدم وقتی در تنگنای مشکلی قرار میگیره به هر شاخه ای دست میندازه(چو عضوی بدرد آورد
روزگار دگر عضوها را نماند قرار) و من چون برادرم را با چنین وضعیتی میدیدم به هر راهی در مسیر التیام بیماری برادرم کشیده میشدم
از تحقیق در مورد بیماری کلیه، تغذیه مناسب این بیماران به روش های سنتی ، عرقیجات مفید برای این نوع بیماری و ... .
.
یکی از روزها که با غم و غصه در اینترنت راه چاره ای را برای بیماری کلیه ها به روش غذا درمانی
را سرچ میکردم با صفحه ای روبرو شدم که بروش غذادرمانی هر نوع بیماری لاعلاجی رو درمان میکرد بسیار خوشحال شدم و با ولع تمام تمام نوشته های آن وبسایت که حالا ماهم از آن بهره برده ایم را خواندم، کل صفحه رو با دقت خواندم و کل سوراخ وسمبه ها و کلمه و حروف ها شو گشتم بطوریکه با خواندن بند بند وبلاگ خوشحالی سراپای من را در بر گرفته بود ولی به اینها اکتفا نکردم و با چندین شفایافته
و پژوهشگر این روش تماس ایمیلی برقرار کردم که متاسفانه از هیچ کدام از آنها جوابی به من نرسید تا آنجا که تصمیم گرفتم به ایمیل
مطب انترنتی که در وبسایت بود، با خود آقای پرفسور خرسند پیامی بفرستم که آنها مرا به پر کردن پرسشنامه و تشویق من به این روش بدون کم و کاست غذادرمانی که انشاالله
به داد برادرم خواهد رسید و شفا خواهد یافت، مرا بیشتر خوشحال کرد که تا چه اندازه و محکم به روش خودشان اطمینان دارند و صدهانفر را درمان کرده اند.
.
من این مسئله را با خانواده در میان گذاشتم و آنها با اینکه بسیار خوشحال شدند ولی چون بسیار از کلاهبرداریهای اینترنتی شنیده بودند رای به این کار نمیدادند
که با پا فشاری من و خسته شدن برادرم بهنام از درد ها و بیماریهای گوناگون، واز ادامه انواع روشهای
ناقص در دارو درمانی و مریض تر شدن، و تحمل آن سر برانول های کلفت دستگاه دیالیز و مراجعات پیاپی هفتگی به بخش دیالیز و سپری کردن چندین ساعت در آن وضعیت عصف بار و تزریقات پیاپی آمپول تامین خون و
آن پیش آمدهای پیوند کلیه با آن هزینه ی کمر شکن، تصمیم خود را به پرکردن پرسشنامه وبسایت آقای پرفسور خرسند را گرفتیم، چون قانع شدیم که آنهمه گزارشات « شفایافتگان » نمیتواند راست نباشد و از طرفی اگر فقط یکصدم آنهمه درمان شده هم راست باشد میتواند برادر مرا از این اذیت و رنج بزرگ نجات دهد و علاوه بر این ثبت نام کردن و عملا یک ماه در این روش پرفسور خورسند بودن که ریسک بزرگی نیست و غذادرمانی که خطری برای برادرم ندارد و هرزمان که تصمیم بگیریم میتوانیم انرا رها کنیم، اما باید تجربه کرد و به حقیقت عملا پی برد.

پرسشنامه را چنین پر کردیم:
نام: بهنام
سن: 28
/ وزن:65.500
دما: 36
فشار خون: 14.11

قد: 170
بیماری:فساد هر دو کلیه، کاندید پیوند کلیه، دیالیزی، فشار خون بالا ، پارگی فتق، ضعف بینایی ،مشکل در غده پاراتیروئید،حواس پرتی،ضعف اعصاب.
داروهای مصرفی:کلسیم،ویتامینB ،ویتامینD،کلسیترول،فولیک اسید،آمپول تامین خون،قرصهای فشارخون.

وضعیت بدنی:
پوستم خوب نیست ،جوشهایی در صورتم دارم ،رنگ پوستم پریده و مثل رنگ مهر نماز شده،
عضله های پاهام میگیره،دندانهایم درد دارند،ناخن های دست هام نامتعارف شده اند. اعمال جراحی تابحال نداشته ام فقط در پی تشخیص این بیماری مورد عمل جاگذاری فیستول
در دستم بروش بیحسی موضعی قرار گرفته ام که کار این فیستول گشاد کردن عروق برای تصحیل گردش خود در هنگام دیالیز میباشد.
خدا را شکر که با فرستادن این پرسشنامه و قبول شدن برادرم بهنام از سوی آقای پرفسور خرسند، بعنوان بیمار اینترنتی
و شروع درمان بروش سیستم دنسروخ، مثل اینکه دریچه ای از شور و شعف و امیدواری در برادرم و
من بوجود آمده بود روز به روز بهبود پیدا میکردم،از آن روز اول دیالیز و قرص های گوناگون تجویز شده از سوی دکترهای دارو درمانی را کنار
گذاشتم چون به این اصل رسیدم که همه آنها بیهوده بودند الان که در روش دنسروخ هستم دیگر حتی یک قرص هم هم نمیخورم و آن سردرد ها را ندارم،
پادردها محو شده اند،بینائیم بهتر شده ،بیماری حاد کلیوی یا فساد کلیه ای که داشتم بهبود پیدا کرده که همان دکتر های دارو درمانی
رای به فاسد شدن و پیوند فوری داده بودند الان مثل ساعت کار میکنند و هیچ مشکلی ندارند آنهایی که میگفتند اگر دو سه جلسه به دیالیز
نروی چنین و چنان میشه و میمیری الان پس از چند ماه مراجعه نکردن به دیالیز و در روش دنسروخ بودن نمرده ام و از آن موقع خیلی خیلی
بهتر هستم و بهتر هم میشوم و روش پرفسور خورسند، بر تمام محاسبات پزشکی مدرن و روز خط بطلان کگشید و منهم سند آن میباشم و مریض شفایافته این روش دنسروخ که فقط با تمهیدات و پیگیریهای مستمر پرفسور خرسند و فقط با کنترل غذایی از سوی ایشان، به این نتایج بزرگ رسیدم.
و در آخر میخواهم از سوی خودم ،خانواده و برادرم بهنام که با نسخه های بی نقص
کنترل غذایی شما به بهبودی رسیده دست بوس تان باشم و از خدا برای شما طول عمر و سعادت دنیا و آخرت را دارم تا شاید مقبول درگاه احدیت قرار بگیرد.انشاالله

من مرتضی ببری که اخیرا افتخار شاگردی شمارا پیدا کردم، از طرف برادرم بهنام ببری و از طرف خانواده ببری، از زحمات پرفسور خورسند و همکاران ایشان ، که شادمانی به خانواده ما به ارمغان آورده اند صمیمانه سپاسگزاری میکنم

چون در ابتدا هم من و هم خانواده ام نسبت به این روش (درمان بدون دارو انهم از راه دور) بسیار بدبین بودیم و غیر باورانه می نمود، در اینجا با علاقمندی بسیار ایمیل خودرا میگذارم تا هرکس مایل است در باره درمانهایی که نصیب ما شده بیشتر بدانند پاسخ دهم

mortezababri@yahoo.com

پرونده a384bhnam //

Home-Page

email:
matab@khorsand.org